//
1
2
3
4
ترانه و شعر با صدای 127
مدتی تابستان بود، مدتی زمستان مدتی دشوار بود، صباحی آسان روزی پنجره باز بود، روزی بسته گاهی پر انرژی، چندی خسته
و این طبیعیست و این طبیعیست و این طبیعیست و این طبیعیست
مدتی پایین بود، چندی بالا صباحی ساکن بود و چندی گذرا جوان بودیم، گشتیم پیر گرسنه ماندیم، گشتیم سیر
و این طبیعیست و این طبیعیست و این طبیعیست و این طبیعیست
و چنین فراخ دشت ها و چنین بلند کوه ها و چنین آبی دریا و چنین روان رودها
و چنین فراخ دشت ها و چنین بلند کوه ها و چنین آبیست دریا و چنین روان روزها
و این طبیعیست و این طبیعیست و این طبیعیست و این طبیعیست
مدتی در اضطراب، چندی شاداب گاهی افسرده و صباحی خوشحال گاهی برگرد، مدتی در رنج مدتی گمراه، چندی به راه
و این طبیعیست و این طبیعیست و این طبیعیست و این طبیعیست