ترانه و شعر با صدای Ebi
تو را در اشک و خون به وقت جنون میبوسمت تو را در کوچه ها آزاد و رها میبوسمت تو را آن سوی امید در صبحی سپید به آغوش میکشم تو را حتى دم مرگ در چنگ تگرگ به آغوش میکشم
(بگو) بگو این وطن اگر خسته تن از آن من است (بخوان) بخوان بی امان که این نیمه جان ایران من است
ب(گو) بگو این وطن اگر خسته تن از آن من است (بخوان) بخوان بی امان که این نیمه جان ایران من است
به تنم گلوله و خونه، به دلم خروش زندگی شک نکن به خنده میرسیم، بعد این نفس بریدگی من و تو اگرچه کشته یاران نوجوان به شانه میبریم با همین یک ذره جانمان نور و سپیده را تا خانه میبریم
بگو این وطن اگر خسته تن از آن من است بخوان بی امان که این نیمه جان ایران من است
(بگو) بگو این وطن اگر خسته تن از آن من است (بخوان) بخوان بی امان که این نیمه جان ایران من است
(بگو) بگو این وطن اگر خسته تن از آن من است (بخوان) بخوان بی امان که این نیمه جان ایران من است