
ترانه و شعر با صدای Hayedeh
من بی می ناب زیستن نتوانم من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشیده بار تن نتوانم من بنده ی آن دمم که ساغی گوید: یک جام دگر بگیر و من نتوانم امشب از اون شباست که من دوباره دیوونه بشم تو مستی و بی خبری اسیر می خونه بشم امشب از اون شباست که من دلم میخواد داد بزنم تو شهر این غریبه ها دردم و فریاد بزنم دلم گرفت از آسمون هم از زمین، هم از زمون تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم دست رفاقت نمی دم دست رفاقت نمی دم دست رفاقت نمی دم از این همه دربه دری تو قلب من قیامته چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته از این همه در به دری به لب رسیده جون من به داد من نمی رسه خدای آسمون من دلم گرفت از آسمون هم از زمین، هم از زمون تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم دست رفاقت نمی دم دست رفاقت نمی دم دست رفاقت نمی دم دلم گرفت از آسمون هم از زمین، هم از زمون تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم دلم گرفت از آسمون هم از زمین، هم از زمون تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم... تهیه و تنظیم: مهدی صادقی
آثار دیگر از Hayedeh