ترانه و شعر با صدای Maslak
همه زخمام خوب شد ولی ردش موند یادش بخیر یه روز جای این سنگ دل بود روزها گذشتش زود از اون من سر حال چند تا عکسش موند
زندگی رو یادم نمیاد اصلاً حالیم نی خوابم یا بیدار دلم می خواد وا بدم دیگه ولی با خودم کنارم نمیام خیلی سخته نشی بدفاز وقتی هیچ کی یه اپسیلون نیست شبیه حرفاش
گذشت اون روزها که حالتون اهمیت داشت الان نه می گم برو نه می گم باش، حرفامو کوتاه می کنم ندارم حوصله طولانی شدن، انگار از تو خالی شدم
من قدم می زنم، آرزوهام می دَوَن انقدر پهن کردن همه تور واسم دیگه رو در و دیوارم جوز دارم فر می دم حتی جمع دوستامم
مجبورم نه که دوست دارم دلم می خواد دنیا ادامه نده رو من یه مهر انصراف بزنه البته شاید هم همه اینا یه خواب بده
که پا می شم ازش و یکم حالم بهتره تا یه چشم بهم بزنی همه رفتن درم رو پشتشون بستن تا یه چشم بهم بزنی همه رفتن
میشی سر تر از قبلا تا یه چشم بهم بزنی همه رفتن بهشون نکن عادت تا هستن تا یه چشم بهم بزنی همه رفتن
می فهمی همه حرفن می فهمی همه حرفن هستن ولی تا وضعیت به صرفست همونا که هر روز دم دستن تا ببینن گیری فلنگ رو بستن
روز بد رفیق نداره، روز بد اکیپ نداره الکی به کسی دلت ننازه عمراً یکی بهت حال بده رسید نیاره همون تو رگت هم می خوادت تا لازمش باشی بعد غیب میشه تا سه بشماری
توی این همه چشم یه نگاه آشنا نیست به همه عشق دادیم الان ما بدهکاریم من هنوز سرِم سرِ یعنی از کل وجودم حس رفته
همه چی رو تاریک می بینم انگار همیشه روی چشمام چشم بنده دیگه خیلی چیزها رو دلم نمی خواد انگار من و زندگی به هم نمیایم
حال و روزم عین یه ابر سیاه ست کاش دنیا این آدم رو از من نمی ساخت نه نشی خام خنده هام فکر نکن حالم خوبه اگه ظاهرم به راه ست
یهو دیدی نبودم یه روز یهو دیدی دستم رو ماشه رفت یه جا
تا یه چشم بهم بزنی همه رفتن درم پشتشون بستن تا یه چشم بهم بزنی همه رفتن میشی سرِ تر از قبلا تا یه چشم بهم بزنی همه رفتن بهشون نکن عادت تا هستن تا یه چشم بهم بزنی همه رفتن می فهمی همه حرفن