//
1
2
3
4
ترانه و شعر با صدای Mazyar Fallahi
تو شبی که باد میومد اومدی از خونه بیرون باد افتاد توی موهات موهاتو کردی پریشون
تو شبی که باد میومد یه درخت کاج خسته سرپناهه یه نفر شد یه نفر که دل شکسته
همه دنیا رو پای، چشای تو داده بوده دل خسته شو ندیدی، زیر پات افتاده بوده
دل تنهای من شب رسوای من تا به گیسوی تو، برده قرارم
همه غم های من توی شب های من خم ابروی تو، بوده نگارم
تو شبی که باید میومد همه اومدن دوباره یه آتیش کنار ساحل یه شب پر از ستاره
همه بودن و نبودی غم و غصمو ندیدی هیچکی هیچی نمیدونه که تو رفتی و بریدی
تو ترنم خیالم نوبت دیدار من شد یه صدای تلخ و تنها همدم گیتار من شد
دل تنهای من شب رسوای من تا به گیسوی تو، برده قرارم
همه غم های من توی شب های من خم ابروی تو، بوده نگارم