ترانه و شعر با صدای Mohsen Namjoo
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز به جز فکر توأم کاری هست به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقهٔ موئیت گرفتاری هست گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست نه منِ خامْ طَمَع، عشق تو می ورزم و بس که چو منْ سوخته در خیل تو بسیاری هست
مُهر مِهر از درون ما نرود ای برادر که نقش بر حجر است ای برادر حال ما دگر است یار ما غایب است و در نظر است یار ما غایب است و در نظر است
من چه در پای تو ریزم، که پسندِ تو بُوَد؟ سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست من چه در پای تو ریزم، که پسندِ تو بُوَد؟ سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز به جز فکر توأم کاری هست به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقهٔ موئیت گرفتاری هست گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست نه منِ خامْ طَمَع، عشق تو می ورزم و بس که چو منْ سوخته در خیل تو بسیاری هست
پرده بر خود نتوان پوشید ای برادر که عشق پرده در است برگِ تر خشک می شود به زمان برگِ چشمان ما همیشه تر است برگِ چشمان ما همیشه تر است برگِ چشمان ما همیشه تر است همیشه تر است همیشه تر است
آثار دیگر از Mohsen Namjoo