
فرمت MP3 • بالاترین وضوح صدا
فرمت MP3 • مناسب اینترنت ضعیفتر
ترانه و شعر با صدای Mojgan Shajarian
ارغوان شاخه ی هم خونِ جدا مانده ی من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی است هوا؟ یا گرفته است هنوز؟ آفتابی است هوا؟ یا گرفته است هنوز؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است آفتابی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آفتابی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه می بینم دیوار است دیوار است دیوار است
کورسویی ز چراغی رنجور قصه پرداز شب ظلمانی ست نفسم می گیرد نفسم می گیرد که هوا هم اینجا زندانی ست که هوا هم اینجا زندانی ست
اندر این گوشه ی خاموش فراموش شده که از دم سردش هر شمعی خاموش شده یاد رنگینی در خاطر من گریه می انگیزد ارغوانم آنجاست ارغوانم تنهاست ارغوانم دارد می گرید ارغوانم دارد می گرید ارغوانم دارد می گرید چون دل من که چنین خون آلود هر دم از دیده فرو می ریزد
ارغوان این چه رازی ست که هربار بهار با عزای دل ما می آید ارغوان این چه رازی ست که هر بار بهار با عزای دل ما می آید که زمین هر سال از خونِ پرستوها رنگین است این چنین بر جگرِ سوختگان داغ بر داغ می افزاید داغ بر داغ می افزاید
ارغوان! بیرق گلگون بهار تو برافراشته باش شعرِ خون بار منی یاد رنگین رفیقانم را یاد رنگین رفیقانم را بر زبان داشته باش تو بخوان نغمه ناخوانده من ارغوان شاخه هم خون جدا مانده من ارغوان شاخه هم خون جدا مانده من
دیگر آثار شنیدنی از Mojgan Shajarian