ترانه و شعر با صدای Morteza Pashaei
مگه تا اونور چاده های شب چقدر راه نرفته مونده بود مگه تو چشمای سبز پنجره گل بیتا از خدا نخونده بود مگه معجزه نبود تو دست ما مگه شب با عشق ما سحر نشد یادته رو اسم شهر ها خط زدیم دیگه چشم هیچ غریبی تر نشد وقت خواب این ترانه س گل بیتای قشنگ پر اشکم پر شعرممنم و این دل تنگ حالا تنهایی دوباره می زنه بارون رو دستات پر میشم از باور شب طبق آئین نفسهات حالا تا صبح نگاهتانگاری یه دنیا راهه هرچی راه میری تو شبها وسعت جاده سیاهه تو ببند چشماتو ساده اون حالا دیگه تو ابراست اون گذشته از منو تو ، تو دلش زندگی برپاست تو باید تنها بمونی با همون چتر شکستت زیر باروون توی پاییز با چشای خیس بستت وقت خواب این ترانه س گل بیتای قشنگ پر اشکم پر شعرممنم و این دل تنگ حالا تنهایی دوباره می زنه بارون رو دستات پر میشم از باور شب طبق آئین نفسهات
آثار دیگر از Morteza Pashaei