//
1
2
3
4
ترانه و شعر با صدای Rana Farhan
سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش مستانه شدحديثش پيچيده شدزبانش گه ميفتدازينسوگه ميفتد ازآن سو آنكس كه مست گردد خوداين بود نشانش
چشمش بلاي مستان ما را ازو مترسان من مستم ونترسم ازچوب شحنگانش اي عشق الله الله سرمست شد شهنشه برجه بگيرزلفش دركش درين ميانش
انديشه اي كه آيد دردل زيار گويد جان برسرش فشانم پرزركنم دهانش آن روي گلستانش وان بلبل بيانش
وان شيوه هاش يارب تا با كيست آنش اين صورتش بهانه ست اونورآسمانست بگذرزنقش وصورت جانش خوشست جانش دي رابهاربخشد شب را نهار بخشد پس اين جهان مرده زنده ست ازآن جهانش
آثار دیگر از Rana Farhan