ترانه و شعر با صدای Rez
بارون میباره ولی من خیس نمیشم / قطره هاش میریزن رو چرک نویسم تو رفتی من از درد میپیچم / اینم میکشم شاید گیج شم نفهمم کجام / نفهمم چی میخوام / نفهمم چرا دوستام میرن دیـگه نمـیـان نبینم خاکستریست رنگِ شهرم / من تو روزا میمیرمُ زنده میشم هر شـب بارون میباره اونم چجوری / حیف که نیستی ببینی خیلی دوری کاش که میموندی پیـشم ، کاش که بودی / دموکرات چی هیچی نیس زوری اینم یاد میگیرم میشم سخت تر / تهِ راهُ نمیبینی چون از اوّل بستس نگام به پایین به زیردستم / کلمات میشه کمرنگتر بعدم محـــــو ... درو نبند با من بمون / خیلی تنهام برام بخون قصه ی وقتیُ رو بچه بودم / میگفتی همه بدیا دروغن میکشه دستمُ میکشه رو زمین / ناامیدی یه غوله نه از جنسِ خمـیـر باور کُن از وقتی دنیا به نامِ شـرّ شُد / من تو سایه ی شهر موندم کارم شُد تفکر سنگینی تنمُ پام کشید / طعم تلخِ آسفالتُ کفشام چشـیـد ببار بذار بشه دیدم مختل / شاید اینجوری ببینم با خوشبختی اُختم رضا کی میای اینو یادم نمیره / مگه میشه یه احساس انقد راحت بمیره یه حسّی از درونم میگه بازم بگیرش / ولی اون داره با آینده میره من اینجا تو میسوزه بیرون روشن / حرفای بقیه تو گوشم مبهم اینم یاد میگیرم میشم محکم / مامان اون درو نبند لطفاً کروس (نویـد): درو نبند با من بمون / خیلی تنهام برام بخون قصه ی وقتیُ رو بچه بودم / میگفتی همه بدیا دروغن