ترانه و شعر با صدای Amir Tataloo
من میدونم یه چیزی درونمه من میفهمم وجودشو حس میکنمش درداشو میریزه تو من الانم دارم حال اونو منعکس میکنمش من میفهمم توقع دارن از من نباید منو غمگین ببینن ولی میدونی یه بغضی تو گلومه بدجوری سنگینه سینم آه
من این بغضو میشناسم پره از دردای تازه از درون من فحش میده بهت پره حرفای کاذب من این گرگو میشناسم تو خودم بزرگش کردم و حالا هی برمیگرده تو من وقتی دروازه بازه من این بغضو میشناسم پره دردای تازه از درون من فحش میده بهت پره حرفای کاذب من این گرگو میشناسم تو خودم بزرگش کردم و حالا هی برمیگرده تو من وقتی دروازه بازه
دکتر یکم دیره بره این حال بدجوری پیله کرده این بار ولی من بازم از پسش بر میام میتونی صدام کنی پیر مرد اینکار دیوارا میخورن منو عقربه ها همو میکشن عقب یسری آدم چیز خورن جلو یه سریشونم که چیز کشن عقب اسمش بده پولش خوب جنسش تره دودش توپ هه هیکلش غلط اندازه دماغو بگیری در میاد جونش زود اما نونش خون جر میده پیرهنه منو دگمه هامو پاره میکنه تو نگاهش یه چیز میبینم که اصلا با من حال نمیکنه پرخاش منفی حرفاش و غم تو چهرش یه رد فحاش اون پره از مردم شهر و شهر پره از رد کفشاش
من این بغضو میشناسم پره از دردای تازه از درون من فحش میده بهت پره حرفای کاذب من این گرگو میشناسم تو خودم بزرگش کردم و حالا هی برمیگرده تو من وقتی دروازه بازه
یأس،یه شب نحس و ترس میگیره بحث بالا (بحث بالا) میدونست اینو بالاخاره یه روزی اونم میده پس کارما (میده پس کارما) هی دست رو دست بی هدف بازیاش همش بی روح اوووووه تو آینه با خودش دعوا انقدر جیغ و گریه تا بیاد ازش بیرون
من این بغضو میشناسم پره از دردای تازه از درون من فحش میده بهت پره حرفای کاذب من این گرگو میشناسم تو خودم بزرگش کردم و حالا هی برمیگرده تو من وقتی دروازه بازه
من این بغضو میشناسم پره از دردای تازه از درون من فحش میده بهت پره حرفای کاذب من این گرگو میشناسم تو خودم بزرگش کردم و حالا هی برمیگرده تو من وقتی دروازه بازه
آثار دیگر از Amir Tataloo