//
1
2
3
4
ترانه و شعر با صدای Mohammad Motamedi
نشسته کوه غمش امشب به شانه های نحیف من چکانده زهر جدایی را به جام عشق حریف من رسیده یاد پر آشوبش به کوچه های دل تنگم شکسته شیشه صبرم را به سنگ کینه گل سنگم
من از بهار چه می خواهم، به جز نسیم وفاداری از این غرور چه می خواهم، کمی صبوری خویشتنداری
خیال می دهدم گریه، سکوت می دهدم ماتم من از تو رانده شدم مثل بهشت و مرثیه آدم چه عادتی ست که بعد از تو همیشه کنج قفس باشم برای زیستنم هربار گدای یک دو نفس باشم
شکست می دهم این غم را، طلسم بسته بالم را اگرچه بر سر من عشقت، خراب می کند عالم را شکست می دهم این غم را، طلسم بسته بالم را اگرچه بر سر من عشقت، خراب می کند عالم را
آثار دیگر از Mohammad Motamedi