ترانه و شعر با صدای Mohsen Chavoshi
تجسم کن که تو ایوون خونه رو تختی که پناه هر دومونه سرت رو شونمه خیره به ابرا مژه هات داره میگیره به ابرا گرفتی روی چشمت استکانو رصد کردی ته این کهکشانو نگه میداری با خنده ت زمانو میگم دیدم یه شب خواب الانو
یهو برق تو چشمات جون میگیره سکوتت میشکنه بارون میگیره نگاتو برمیگردونی به سمتم تو بارون خیره میمونی به سمتم میبارن قطره ها روی من و تو میپیچه تو هوا بوی من و تو
داری از فکر من پر میشی نم نم فقط یادت نیاد ما دوریم از هم نگو این آسمون که صافه صافه بذار قلبت واست رویا ببافه که رویا شعره میشه خوند و حظ کرد همون رویا چقدر مارو عوض کرد هنوز اون هدیه رو دارم که گفتی بسوزونش به یاد من نیوفتی
هنوز اون شاخه گل ها تو اتاقن منم یادت میوفتم اتفاقا یهو برق تو چشمات جون میگیره سکوتت میشکنه بارون میگیره نفس داره خیالت راه میره تا جون دارم نمیذارم بمیره
آثار دیگر از Mohsen Chavoshi