ترانه و شعر با صدای Simin Ghanem
اسیر دل رسوای خویشم چو بند بلا بر پای خویشم آواره و سرگشته ام
من آن عاشق پیمانه نوشم که چون باده در جوش و خروشم از میکده برگشته ام
تا کی چو جام بزم مستان سرگشته در میخانه باشم تا کی بنوشم ساغر غم سرمست از این پیمانه باشم چه حاصل از این سوز و ساز نهان چه حاصل از این خاطر نگران
تا کی به درگاه خدا نالم چو نای بی نوا خدايا خدايا رها كن دلم را ز دام بلا
ز محنت هستی رهايم كن به عالم جان آشنايم كن به نور خرد رهنمايم شو ز تیره شب غم جدايم كن
چه حاصل از این سوز و ساز نهان چه حاصل از این خاطر نگران
تا کی به درگاه خدا نالم چو نای بی نوا خدايا خدايا رها كن دلم را ز دام بلا
ز محنت هستی رهايم كن به عالم جان آشنايم كن به نور خرد رهنمايم شو ز تیره شب غم جدايم كن
چه حاصل از این سوز و ساز نهان چه حاصل از این خاطر نگران
آثار دیگر از Simin Ghanem